اولين پست سال ۲۰۰۷ رو هم بذاريم که ناکام نريم. شب سال نو رفتيم منزل يکی از دوستامون يه عالمه مهمون داشتن و رژينا هم تا تونست بازی کرد و آتيش سوزوند دنبال بچه ها اينور اونرو ميرفت و غش غش ميخنديد. ظهرش هم سه ساعتی خوابيده بود و سرحل بود چون ميدونستم شب ميريم بيرن گذاشتم حسابی بخوابه تا سرحال باشه و تا ساعت ۱۱ شب خانوم بيدار بود بعدش ديگه نق نقهاش شروع شد هرکاری کردم اونجا نخوابيد. کاپشن و کلاهش رو تنش کردم رفتيم تو ماشين تا گذاشتمش رو صندليش و ماشين رو روشن کردم ديدم خوابيد دو سه دوری تو خيابون زدم و اومديم خونه دوستمون و تو حياط مراسم آتيش بازی رو تماشا کرديم. دخترک هم تو ماشين خواب ديگه بعد آتيش بازی خداحافظی کرديم و اومديم خونه تا فردا ساعت ۱۱ صبح سه تايی خوابيديم. اونقدر هم اين مدت بد غذا شده که حد نداره حرصی ميده سر غذا منو که ديگه نميدونم چيکارش کنم.
چند وقت پيش موقع خواب بعد از شهرش بغلش کردم پستونکش رو دهنش دادم که ببرم بخوابونمش ديدم همونجور که سرش رو شونه ام ميگه هی دو (بای بای به سوئدی). ديدم پستونکش افتاده رو زمين اينم داره با پستونک بای بای ميکنه. کافی موزيک روشن بشه تو خونه فوری قر مياد و می رقصه قرتی خانوم.
ديشب هم شوهرجان گذاشتش رو تختش که مثلا خودش بخوابه تختش هم چسبيده به تخت ما ديدم سر و صداش مياد و اما ساکته گريه نميکنه ما هم منتظر بوديم ببينيم کی ميخوابه يهو ديديم اومد توی پذيرايی اصلا باورمون نشد که اين چه جوری از توی اخت خودش در اومده البته نرده های تختش بالا پائين ميره و معمولا هميشه پائين هسا ولی نه به اون حد که راحت بتونه بياد بيرون ازش به هر بلايی بوده خودش رو از تخت خودش انداخته تو تخت ما و اومده بيرون يک کيفی هم ميکرد که نگو .
پ.ن:ازمزاحم وبلاگي من که خبر دارين ؟ بیچاره خیلی بیکاره دلش میخواد حتی شده یکی از کامنتهاشو تائید کنم که این داغ رو هنوز به دلش گذاشتم چه اونایی که چرت نوشته چه اونایی که تعریف کرده. خیلی هم اصرار داره به این که یگه من واسه خودم کامنت میذارم و از خودم تعریف میکنم و یا اینکه فقط کامنتهایی که ازم تعریف میشه رو تائید میـکنم! من که همچین کاری نمیکنم ولی اگه تو اینجوری فکر میکنی بکن آره حرفی داری؟ تو رو سننه؟ دلم میخواد از خودم تعریف کنم به تو چه حسودیت میشه؟ توهم برو یک وبلاگ بزن از خودت تعریف کن کسی جلوت رو نگرفته! يه مدت هم که ميرفت وبلاگ بقيه از من بد ميگفت که اونا رو هم دوستهام پاک کردن و ديگه داره الان جز جز ميزنه. باز شروع کرد با اسامی دوستهام واسه من کامنت گذاشتن که اونم عقل کمش نمیرسه فکر میکنه منم مثل خودش احمقم و نمیفهمم که کی چی مینویسه!
حالا چيکارکرده جديدا؟
با اسم من ميره واسه بقيه کامنت ميذاره و حرفهای نا مربوط و زشت ميذاره! اينو فقط خواستم به اطلاع همه تون برسونم که من همچين کاری هیچ وقت نکردم و نمیکنم که اين حرفهای زشت رو برای ديگران بنويسم دوستان خودتون ديگه ميدونين اين آدم فقط و فقط قصد خراب کردن منو داره. مثل اينکه بدجوری شدم خار چشمش و حسابی باعث شدم که حس حسادتش فوران کنه. اونقدر حسودی کن تا جونت در آد. فقط يه چيزی به خود احمقت بگم تو که اين حرفهای زشت رو در مورد من و بچه ام ميزني بالاخره يه روزی خودت بچه دار خواهی شد اميدوارم که بشی يا شاید هم داشته باشی اگه يه ذره يه اپسيلون وجدان داشتی هيچ وقت در مورد بچه ديگری اينجوری نمی گفتی اميدوارم همه اون حرفها سر خودت بياد شايد هم هستی و اومده. تو رو با وجدانت تنها میذارم و به خدا می سپارم باشد که جواب کارهات رو بگيری! و يه هشدار هم بهت بدم تا الان باعث سرگرمی و خنده من بودی ولی دیگه زيادی از اون دهن کثافتت حرف بزنی هرچی دیدی از چشم خودت دیدی!
ای پی آدرسهاش هم اينه:
IP: 130.225.39.50
IP: 84.238.78.195